عکس-بیوگرافی-موزیک ویدیو-موزیک....
امیدوارم خوشتون بیاد و همیشه به من سر بزنید!!!!!
این شعر زیبا رو دوستان عزیزم از وبلاگ گلبرگ تو قسمت نظرات پست قبل فرستاده بودند و منم چون خیلی خوشم اومد گذاشتمش تو وبلاگ. پست امروز اختصاصاص داره به بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران!!!! بیوگرافی بهرام رادان: بهران رادان در سال ۱۳۵۸ در تهران متولد شده ودارای مدرک کارشناسی مدیریت بازرگانی هست. در سال ۱۳۷۸ در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری رو آموخت و در همون سال برای فیلم شور عشق انتخاب شد و به خاطر چهرش معروف شد. بهرام در اون فیلم با مهناز افشار همبازی بود.ولی اون فیلم اگرچه فروش خوبی داشت ولی از لحاظ هنری حرفی برای گفتن نداشت و زرشک زرین گرفت. ولی رادان فیلم به فیلم بهتر می شد و به دانش بازیگریش اضافه می کرد تا اینکه در چهارمین بازیش تونست کاندید دریافت بهترین بازیگر نقش اول مرد از پنجمین جشن خانه ی سینما برای فیلم "آواز قو"بشه!!!!! دو سال بعد و دربیست و دومین جشنواره ی فیلم فجر برای فیلم "شمعی در باد"اولین سیمرغ خودشو گرفت. همچنین در بیست و پنجمین جشنواره ی فیلم فجر یعنی همین دوره ی اخیر تونست دومین سیمرغ خودشو برای بازی در فیلم "سنتوری" ساخته ی "داریوش مهرجویی" بگیره!!!! این هم فیلمهایی که بهرام رادان در اونها ایفای نقش داشته!!!!!!!!! شور عشق(نادر مقدس/۱۳۷۸) آبی(حمید لبخنده/۱۳۷۹) ساقی(محمدرضا اعلامی/۱۳۷۹) آواز قو(سعید ایدی/۱۳۷۹-۱۳۸۰) طلوع تاریک(فیلم کوتاه/ابراهیم شیبانی/۱۳۸۰) رز زرد(داریوش فرهنگ/۱۳۸۱) عطش(محمدحسین فرح بخش/۱۳۸۱) گاوخونی(بهروز افخمی/۱۳۸۱) شمعی در باد(پوران درخشنده/۱۳۸۲) ننه گیلانه(رخشان بنی اعتناد/۱۳۸۲) سربازهای جمعه(مسعود کیمیایی/۱۳۸۲) رستگاری در هشت و بیست دقیقه(سیروس الوند/۱۳۸۳) ازدواج صورتی(منوچهر مصیری/۱۳۸۳) گیلانه(رخشان بنی اعتماد و محسن عبدوالوهاب/۱۳۸۳) حکم(مسعود کیمیایی/۱۳۸۳) تقاطع(ابولحسن داودی/۱۳۸۴) خون بازی(رخشان بنی اعتماد و محسن عبدوالوهاب/۱۳۸۵) سنتوری(داریوش مهرجویی/۱۳۸۵) چهار انگشتی(سعید سهیلی/۱۳۸۶)
با يك نگاه عاشق مي شديم
و به يك اشاره دل مي باختيم.
وقتي به دل بستن خود فكر مي كنم
از آن همه سادگي به خنده مي افتم.
ولي نه!
اگرچه دل ها پاك بودند و بي آلايش
اما زندگي مسيري به همان سادگي نداشت.
من به يك نگاه دل باختم
و به صد اشاره آن را پاك كردم
مي دانم آنچه بايد، اتفاق مي افتد
و فكر مي كنم
آنچه بايد، رخ خواهد داد.
پس خود را به سرنوشت مي سپارم.
و ايمان دارم دل هاي پاك و بي گناه ، تقديري زيبا دارند.







